صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

600

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

[ فلسفهء اين ازدواجها ] ( 1 ) اگر زندگانى پيامبر را با ديدهء تحقيق بنگريم ؛ به خوبى مىفهميم كه ازدواجهاى او در آن اواخر عمر و پس از آن كه نزديك سى سال از نيكوترين دوران جوانى خود را با همسرانى تقريبا سالخورده ، چون خديجه و سوده - عليهما السّلام - به سر برده بود ، نه به خاطر اين بود كه [ پناه بر خدا ] يك‌باره شهوت سركش و عشق فراوان نسبت به زنان در خود مشاهده كرده و عنان صبر از كفش بيرون رفته باشد ؛ بلكه اهداف والاتر و برترى در كار بوده كه طبعا با آن ازدواجها ارتباط داشته است . پيوند ازدواج پيامبر با عايشه و حفصه دختران ابو بكر و عمر و برگزيدن دخترش فاطمه به همسرى على بن ابى طالب و رقيّه و ام كلثوم به همسرى عثمان بن عفّان ، به وضوح نشان مىدهد كه پيامبر مىخواست از طريق اين ازدواجها با آن چهار بزرگ مرد تاريخ پيوندى ناگسستنى برقرار نمايد . آن چهار يارى كه تلاش و ايثارشان در دورانهاى نابسامان دعوت حق در صحيفهء تاريخ درخشان است و ارادهء خداوند آن بود كه اسلام به سلامت از آن همه بحرانها گذر كند . ( 2 ) رسم مردم عرب نيز چنان بود كه نسبت به خويشاوندان سببى ، احترام ويژه‌اى به كار مىگرفتند و اين خويشاوندى را از طريق ازدواج ، درى از درهاى روابط و نزديكى مستحكم ميان طوايف گوناگون به شمار مىآوردند و جنگ و ستيز را با آنان ننگ و رسوايى مىدانستند . بنابراين ، پيامبر از طريق ازدواج با چند تن از امّهات مؤمنين ؛ خواست از دشمنى و سرسختى مردم عرب در برابر اسلام ، بكاهد و كينه‌توزى و خشم آنان را فرو نشاند . ام سلمه ، از تبار بنى مخزوم - طايفهء ابو جهل و خالد بن وليد - بود ؛ همين كه پيامبر با او ازدواج كرد ؛ خالد آن همه سرسختى و ستيزه‌جويى را بكاست و در سرنوشت خود انديشيد تا اين كه پس از مدّت كوتاهى و با ميل و اشتياق خود ، اسلام آورد . همچنين ابو سفيان ، پس از ازدواج پيامبر با دخترش ام حبيبه ، در هيچ پيكارى خود را نشان نداد و همچنين ، پس از ازدواج با صفيه و جويريه ، از دو طايفهء بنى نضير و بنى مصطلق ، هيچ نوع دشمنى و واكنشى را